تاریخ انتشار :

خاطرات خواندنی از گذشته تا به امروز پیام

خاطرات خواندنی از گذشته تا به امروز پیام

 گفت و گوی صمیمی با مسیح صفدریان 

 

خودتان را برای ما معرفی کنید؟

مسیح صفدریان هستم متولد سال 1347. در باشگاه پیام بدنیا آمده و تا سن 15 سالگی در آنجا زندگی کرده ام. پدرم کارمند اداره مخابرات بود و در خانه های سازمانی که در ضلع جنوب شرقی باشگاه ساخته شده بود (سالن پارسای کنونی) زندگی می کردیم.

 

از دوران کودکی خود برایمان بگویید.

ورزش مورد علاقه ام از دوران کودکی تنیس بود که به عنوان توپ جمع کن در زمین های تنیس موسسه پیام با مربیان و بازیکنان و این ورزش آشنا شدم.

از 10 سالگی به صورت جدی و حرفه ای به این ورزش علاقه مند شدم. در 15 سالگی توانستم به عنوان نماینده باشگاه پیام به مقام قهرمانی نوجوانان ایران دست پیدا کرده و از سال 1363 به بعد نیز در کورس قهرمانی بودم و به صورت حرفه ای ورزش تنیس را دنبال می کردم.

 

با توجه به اینکه شما در دوران قبل انقلاب نیز در موسسه پیام بوده اید از تفاوت های آن دوران نسبت به الان کمی صحبت کنید.

طبیعتا موسسه نسبت به سال های گذشته تفاوت های بسیار زیادی داشته است. در زمان قبل از انقلاب مجموعه ها و اماکن موسسه به این گونه نبود. مثلا زمین فوتبال کنونی به صورت خاکی بوده و با شن پوشیده شده بود.در خیابان های ضلع شرقی باشگاه که الان پادگان شده است خانه های سازمانی مخصوص شرکت مخابرات قرار داشت. به جای رستوران فرنگی حال حاضر استخر بچگانه ای احداث شده بود که به علت شبیه بودن به عدد هشت انگلیسی، اسم آن را استخر هشتی گذاشته بودند. ساختمان دفتر مدیرعامل و روابط عمومی کنونی، رختکن استختر روباز بود و استخر نیز در پارکینگ شماره یک حال حاضر قرار داشت که استقبال بسیار خوبی از آن می شد و یکی از باکیفیت ترین استخرهای کشور محسوب می شد. تالارها و زمین های تنیس در جای کنونی خود قرار داشت و یک زمین مینی گلف در مکان مسجد پیامبر اعظم کنونی وجود داشت که تفریحگاه خانوادگی و بسیار مفرحی بود. بعد از انقلاب به پارک کودک بچه ها تبدیل شد، بعد از آن زمین اسیک و در حال حاضر که مسجد پیامبر اعظم است. در ضلع جنوبی وهمسایگی موسسه  اداره نیرو و انبار آن مستقر شده بود.

یک شاخه از کمیته انقلاب اسلامی نیز در دوساختمانی که به جای اسکیت و صخرده نوردی حال حاضر بودند فعالیت می کردند.

 

تا چه سالی در خانه های سازمانی و موسسه پیام زندگی می کردید؟

حدودا سال 1362 بود که از موسسه نقل مکان کردیم و تقریبا از آخرین اکیپ هایی بودیم که از باشگاه پیام خارج شدیم. التبه فقط به صورت جغرافیایی نقل مکان کردیم ولی همچنان فعالیت های ورزشی خودم را در باشگاه ادامه می دادم. بعد از دوران سربازی نیز به صورت قراردادی در موسسه پیام به عنوان مسئول تربیت بدنی ومربی تنیس مشغول کارشدم.

 

در زمان مسئولیت شما به عنوان متصدی امور ورزش، چه رشته هایی در موسسه فعال بودند؟

شنا و تنیس از رشته های قدیمی و همیشه فعال این موسسه بوده و هستند. در آن زمان البته مسابقات فوتبال گل کوچک و والیبال که زمین آنها در آسفالت پشت سالن های تنیس سرپوشیده قرار داشت برگزار می گردید. اطراف زمین ها نیز پر از درخت های میوه مانند آلبالو، گیلاس و سیب بود و فضای بکری را ایجاد کرده بود.

 

تا چه سالی در موسسه مشغول فعالیت بودید؟

زمان فعالیت من در موسسه به عنوان مسئول ورزش از سال 1370 تا 1373 بود. در آن زمان مدیرعامل وقت مخابرات ایران آقای مهندس نراقی برای بازی والیبال به موسسه می آمدند. یک روز که من تا دیروقت در سالن والیبال بودم ایشان به آنجا آمده و دلیل حضور من را تا آن موقع پرسیدند، به ایشان گفتم چون مجرد هستم اکثر روزها تا شب در موسسه می مانم و ایشان دلیل ازدواج نکردنم را جویا شدند، که گفتم به علت اینکه شغلم در اینجا ثابت نیست نمیتوانم ازدواج کنم که فردای آن روز هماهنگی های لازم برای استخدام من در شرکت مخابرات ایران را انجام دادند.

 

به عنوان مربی تنیس اوضاع تنیس الان پیام را نسبت آن زمان چگونه مقایسه می کنید؟

موسسه پیام بعد از باشگاه انقلاب شاید قوی ترین موسسه ورزشی در زمینه امکانات مخصوصا در رشته تنیس است.در زمان گذشته تنیس پیام بسیار قوی تر از اکنون بود. بازیکنان بسیار خوبی مانند آقایان، امیر مهذب نیا، شهاب حسنی و روزبه امینی در این موسسه تنیس خود را شروع کرده و به تیم ملی نیز راه یافتند. در حال حاضر علی رغم اینکه موسسه پیام از نظر جغرافیایی در مرکز شهر قرار دارد و زیرساختهای سخت افزاری بسیار خوبی دارد اما با توجه به گران بودن این رشته ورزشی شاید استقبال کم تری از آن می شود.

 

خاطره خاصی از آن دوران گذشته دارید؟

یکی از شیرین ترین خاطرات من قهرمانی در مسابقات کشوری در اصفهان  بود. در آن زمان 15 سال سن داشتم و حریفم در فینال نیز از موسسه پیام بود. روز برگزاری مسابقه فینال با روز تولدم مصادف بود. پیروزی در آن مسابقه یکی از شیرین ترین اتفاقات زندگی من بود. بعد از برگشت به تهران نیز مدیرعامل وقت و همکاران نیز با تهیه هدایایی استقبال گرمی از من به عمل آوردند.

 

و سخن آخر؟

تشکر ویژه ای دارم از تمامی همکاران به ویژه آقای عباسی مدیرعامل محترم موسسه پیام به خاطر فعالیت ها و حمایت های بیش از پیش از ورزشکاران و ایجاد این محیط امن و پرنشاط برای اعضای موسسه پیام.

کد امنیتی
عکس خوانده نمی شود
برای این مطلب هنوز نظری درج نشده است
×